تبليغاتX
دریغا انسان ...
 
تا کی به انتظار قیامت توان نشست ××××× برخیز تا هزار قیامت به پا کنی
 
بالاخره بعد از مدتها سری به دنیای وبلاگها زدم و اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که:

" آدم چقدر میتونه بیکار باشه وبیاد برا خودش بنویسه؟ "

سوالی که اگه روز اول برام پیش میومد اینقدر اینجا دری وری نمی نوشتم.

  نوشته شده در  پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 2:11 AM  توسط امید توسلی   | 
بعلت این تاخیرهای بسیار بشدت شرمسارم.

جمعه هم سلام منو به صندوقهای رای برسونید. چند سالی هست ندیدمشون و دلم براشون خیلی تنگ شده ولی اینبار هم حیف !!

در حالی درگیر انجام امورات پایان نامه ام هستم که وقت فکر کردن به مساله های دیگر ندارم. و بهمین علت دیر به دیر به دنیای نوشته های مجازی سر می زنم. لطفا دوستان منو ببخشن.

امیدوارم این تلاشم ثمر بخش و سکوی پرتابی برای ادامه تحصیلم باشه .

 

  نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 2:30 PM  توسط امید توسلی   | 

 

" مطمئنم دلت برام تنگ ميشه "  اين جمله جزو آخرين ديالوگ‌هايي بود كه منوچهر نوذري در دوبله‌ي فيلم «گلن گري گلن راس» گفت.

اين هنرمند كه در عرصه‌هاي سينما ،تئاتر،تلويزيون،راديو و دوبله سال‌ها فعاليت داشت، صبح شانزدهمين روز آذرماه سال 84 در بيمارستان مدرس تهران دارفاني را وداع گفت.

منوچهر نوذري دهم ارديبهشت 1315 متولد شد و بيش از نيم قرن در راديو، تلويزيون، دوبله، سينما و تئاتر ايران فعال كرد و همه او را به عنوان «آقاي خنده ي ايران» مي‌شناسند.  وی 17 ساله بود كه كار دوبله را شروع كرد. نخستين فيلمي كه صحبت كرد «دختر نمكزار» محصول ايتاليا بود. منوچهر نوذري همزمان با دوبله، وارد راديو شد و اجراي برنامه‌ها را از جمله «داستان شب» برعهده گرفت. 21 ساله بود كه با شروع كار تلويزيون در ايران و آن موقع كه هنوز كسي نمي‌دانست تلويزيون چي است به همراه مرحوم تابش در تلويزيون ظاهر شد و به مردم گفت:« اين كه مي‌بينيد من هستم و اين جعبه تلويزيون است بعد از سال 40 در چند فيلم سينمايي مثل «لاله آتشين» و «افق روشن» بازي كردنوذري مي گفت: كار بازيگري را دوست نداشتم و فهميدم اين طرف دوربين بيشتر به درد مي‌خورم. سال 50 فيلم «ايوالله» را ساختم كه با آن بليط هجده زار و دو تومان در همان هفته اول 700 هزار تومان فروخت و هنوز هم جزو ده فيلم پرفروش سينماي ايران است. آن موقع اگر يك فيلم در سه هفته 400 هزار تومان در 10 سينما مي‌فروخت همه به هم تبريك مي‌گفتند.  وي از سال 1334 فعاليت خود در سينماي حرفه‌يي، با بازي در فيلم «امير ارسلان نامدار» آغاز كرد. در سال 1347 در شبكه BBC يك دوره شش ماهه را گذراند و در سال بعد استوديو دوبلاژ تنديس را تأسيس كرد. در سال 1353 به مصر رفت و در آنجا نيز به كار فيلمسازي ادامه داد. در مصر يك فيلم مستند درباره رود نيل ساخت كه خيلي مورد استقبال واقع شد. تا سال 1356 در مصر بود، سپس مدت چهار ماه و نيم به سوريه و پنج ماه نيز به اردن رفت و از آنجا به ايران بازگشت. فعاليت مجدد در راديو را از اسفند 1366 با فعاليت در برنامه« صبح جمعه با شما» و» راه شب »شروع كرد و تيپ هاي ماندگاري چون آقاي ملون را خلق كرد. وي تعدادي نمايش نيز مانند «توي اين ديونه خونه چه خبره؟» به عنوان نويسنده، كارگردان و بازيگر اجرا كرده است. نوذري سه فيلم بلند ايوالله(1350)، خيلي هم ممنون(1351) و خيالاتي(1353) را به عنوان نويسنده و كارگردان در كارنامه دارد. وي در برخي از فيلم‌هاي پيش وپس از انقلاب بازي كرد كه آخرين آن‌ها «چند مي‌گيري گريه كني؟ »بود. مجموعه هاي «كوچه ي اقاقيا» و«باجناق ها»، برنامه  طنز « جدي نگيريد » و«مسابقه هفته»،سري دوم«صندلي داغ» از جمله فعاليت هاي نوذري در تلويزيون است.

یادش گرامی باد

 پاورقی ۱ : از همه دوستان بدلیل این تاخیر زیاد عذرخواهی میکنم . در فرصت مناسب نسبت به مطالب قشنگتان نظرخواهم داد.

پاورقی ۲ : در انجام امور پایان نامه ام به بن بست خورده ام و راهی جز وقت گذاشتن برای حل این مشکل ندارم.

 

  نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 10:57 AM  توسط امید توسلی   | 

تبیعد در چنبر زنجیر

 

شهرداران کفن رسمی بر تن کردند

هدیه شان

قفل زرینی بود

**************

بوی نعش من و تو

بوی نعش پدران و پسران

از پس در می آید

شهرداران گفتند:

" نسل در تکوین است"

نعشها نعره کشیدند

" فریب است، فریب... مرگ در تمرین است"

 

ماهیان می دانند

عمق هر حوض به اندازه دست گربه است.

**************

گور زاری است زمین

و زمان

پیر و خنگ و کر و کور

در پس سنگر دندانها سخنی نیست که نیست

دیرگاهی است که از هر حلقی زنجیری روئیده است

و زبانها در کام

فاسد و گندیده است

لب اگر باز کنیم

زهر و خون می ریزد

 

ای اسیران

چه کسی باز به پا می خیزد

راستی تهمت نیست

که بگوییم:

پسرهای طلایی اسارت هستیم؟

و ندانیم نگهبان حقارت هستیم؟

                                                       ن . رحمانی (46)

یاد تمامی خفتگان دگراندیش قتلهای زنجیره ای  گرامی باد.

منبع عکس: ادوار نیوز

  نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 0:10 AM  توسط امید توسلی   | 

«مردم را درياب! هرگز سازش مکن! آري، کساني که سازش نمي کنند، مي ميرند، اما مرگشان عين حيات و زندگي ست. آري تو نيز مي ميري، اما در چهره ات نشاني از مرگ نخواهد بود. از گلوله نترس! تو روح گلوله اي. گلوله از زبان تو سخن خواهد گفت و از عمل تو شليک خواهد شد. تو همان اندازه مفيد هستي که من هستم . آه،تو نمي داني که تا چه اندازه کمک هايت به مردم مفيد است؛ مردمي که تو را قرباني خواهند کرد!»

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1385ساعت 11:38 PM  توسط امید توسلی  

محمدعلی عموئی: صفر خان نلسون ماندلای ایران بود.

صفر قهرمانيان ؛ با بيش از ۳۰ سال استقامت و پايداری در زندان؛ به عنوان رکورد دار جهانی  زندانی سياسی و عقيدتی محسوب می شود.

صفر قهرمانيان به سال ۱۳۰۰ خورشيدی در روستای شيشوان واقع در استان آذربايجان در پنج کيلومتری درياچه اروميه متولد شد. در سال ۱۳۲۵ در پی سرکوب وحشيانه مردم توسط حکومت از کردستان به عراق گريخت و در آنجا دستگير و زندانی شد. مدتی بعد از آزادی مخفيانه به ايران بازگشت ولی در سال ۱۳۲۷ در يکی از روستاهای اروميه دستگير و در آذر ماه ۱۳۲۹ در تبريز مورد محاکمه قرار گرفت و احکام زير برای وی صادر شد:

۱ـ حمله به پاسگاهای ژاندارمری و خلع سلاح آنها > محکوم به حبس ابد

۲ـ همکاری با نيروهای مبارز کرد >  محکوم به ده سال زندان

۳ـ داشتن شناسنامه و اسناد جعلی >  محکوم به سه سال زندان

۴ـ قيام مسلحانه عليه امنيت کشور و بر اندازی نظام  > محکوم به اعدام

ولی حکم او با تخفيف به حبس ابد تقليل يافت. او در طی اين ساليان بارها تحت فشار قرار گرفت که تقاضای عفو و بخشش نمايد؛ اما ذره ای از موضعش کوتاه نيامد تا به اسوه استقامت در برابر استبداد تبديل شود؛ در زندان هم بند و بعبارتی ميزبان مبارزانی چون: مهندس بازرگان؛ دکتر حسابی؛  مرحوم طالقانی و منتظری و بيژن جزنی و ..... بود. سال ۱۳۵۷؛ سال آزادی صفر خان از زندان استبداد بود به دست مردمی که غريو آزادی سر داده بودند. بعد از سی سال ؛ رهايی را تجربه کرد؛ اما چه تجربه تلخی؛ ديری نپاييد که وارد زندان بزرگتری شد. او در سن ۵۷ سالگی از زندان آزاد شد؛ زمانی کوتاه آزادی را لمس کرد و باز به نوعی ديگر زندان و اينبار با فراموشی؛ ۲۵ سال ديگر را به اميد آزادی تحمل کرد. تا اینکه او در سن ۸۱ سالگی بر اثر بيماری سرطان در بيمارستان ايرانمهر تهران بدرود حيات گفت. در بيست و دوم آبان ماه ۱۳۸۱ امام زاده طاهر کرج پذيرای پيکر کوه مردی از تبار آزادگان بود.

روحش شاد.

  نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت 8:45 PM  توسط امید توسلی   | 

بررسی صلاحیت کاندیداهای انواع انتخابات بر عهده ماست.

 

عده ای از آنها را نمی شناسیم یعنی نمی دانیم که خودی هستند یا غیرخودی یا نخودی. چون ممکن است با ما نباشند و " هر که از ما نیست، بر ماست " . احوط آن است که آنها شایستگی قانونگذاری برای مملکت را ندارند.

اما دسته دوم عده ای از گروهی بنام اصلاح طلبان هستند که ما " قیم ملت " دلایل متقن و مستندی برای رد صلاحیت آنها داریم. عدم التزام به ... ، عناد با ... ، محاربه با ... ، قصد براندازی ... ، فساد  مالی و جانی و غیره.

اما دسته سوم هم که دلیلی برای رد صلاحیتشان پیدا نمی شود، چون صلاحیت آنها احراز و وفاداری به ما ابراز نمی شد، پس بهتر است و باید سماق بمکند. البته در حال حاضر شرط لازم برای کاندیداتوری داشتن ریش و بستن چفیه است و بقیه مسایل را  با داشتن این شروط خود بخود حل می کنیم !

در ضمن بخودمان مربوط می شود که چرا این براهین قاطع را برای دوره قبل تشخیص ندادیم و عمل نکردیم. (الهی العفو  مجلس ششم از دستمان در رفت!)

یک فرض: اصلا شاید نمایندگان قبل از ورود به مجلس کذاوکذا و شوراها، افراد صالحی بودند و پس از ورود به آن استحاله شدند و به مخالفت پرداختند. البته ما افراد بیطرف هم، دیدیم که چه مارهایی در آستین پرورانده ایم و همه را قلع و قمع نمودیم.

مردم هم که در طی این چند سال جز خیر و خوشی از انتخابات چیزی ندیده بودند، همه مثل تلویزیون لاریجانی سابق و ضرغامی فعلی در خانه هایشان روزشمار نصب کرده اند که با حضور میلیونی خود مشت همیشگی را به همه جای دشمن بزنند و بله دیگری بگویند (انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم را که یادتان هست چه حضور پرشوری!)،

در مجموع خدا را شکر که مردم هنوز بر سر آرمانهایمان مانده اند. ما هر چه کنیم هیچ اهمیتی ندارد که ندارد، مردم همیشه با ما هستند (نبودند هم نبودند ، ما هزاران سال است که زبان همدیگر را  می فهمیم!).

 

  نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم آبان 1385ساعت 9:17 PM  توسط امید توسلی   | 

دولت بسیجی معجزه می کند !!

مطلب پایین را بخوانید تا همه چیز برایتان روشن شود فقط همین.

هیچ توضیح یا تفسیری ندارم جز سکوت!!

 

معاون اول رييس جمهور با اشاره به تكميل بخشي از ۱۰۰۰طرح در خراسان جنوبي پس از سفر هيات دولت به اين استان، گفت: انصافا با اين اقدامات يك معجزه در خراسان جنوبي رخ داده است.
به گزارش ايرنا، پرويز داوودي روز شنبه در دومين روز از سفر خود به خراسان جنوبي در جمع مسوولان و اعضاي شوراهاي اين استان افزود: به گفته مسوولان استان كاري كه در طول ۱۰ 
تا ۱۵سال انجام مي‌شد طي يك سال انجام شده است.
وي در ادامه سخنانش با اشاره به در پيش بودن دو انتخابات، از مسوولان خواست كه در حوزه كاري خود عدل و انصاف را رعايت كنند.
او ابراز اميدواري كرد كه افراد مومن و پر تلاش در انتخابات آتي شوراها آراي مردم را كسب كنند.
معاون اول رييس جمهور، دولت نهم را "دولت بسيجي" توصيف كرد و گفت: رييس جمهور فردي بسيجي و با تفكر و حركت بسيجي است.
وي ادامه داد: ملت ايران همواره يكي از استوانه‌هاي گسترش اسلام در جهان بوده است.
او گفت: مردم ما آنقدر لياقت دارند كه خداوند نعمت امام و انقلاب را به آنها عطا كرد و اين ملت توانست با دست خالي بزرگترين ابرقدرتها را كنار بزند.
وي با اشاره به حيله‌هايي كه جهان غرب براي جلوگيري از دسترسي ايران به فناوري صلح‌آميز هسته‌اي بكار برده افزود: خدا خواست كه ظرف چند ماه ايران به فناوري صلح‌آميز هسته‌اي دست يافته و دشمنان مجبور به عقب نشيني شوند.
او با بيان اينكه ملت ايران در سالهاي گذشته در عين تحريمها به پيشرفت علمي دست يافته است گفت: اينها چند بار مي‌خواهند ملت ما را تجربه كنند.
وي با اشاره به اينكه اين كشورها نسبت به ۲۷ 
‪  سال گذشته ضعيفتر شده‌اند افزود: اين در حالي است كه جمهوري اسلامي ايران قويتر شده و بخشي از اين قدرت در رزمايش پيامبر اعظم(ص) نمايان است. 
 

 

سایت بازتاب         ۲۰ آبان ۱۳۸۵ - بعد از ظهر ۱۸:۱۲ كد خبر: ۵۲۸۷۵
  

 

  نوشته شده در  شنبه بیستم آبان 1385ساعت 11:0 PM  توسط امید توسلی   | 

در خصوص مسائلی که در طی این چند هفته اخیر و در گذشته به کرات در خصوص ورود در منطقه ممنوعه زندگی افراد شنیده ایم لازم دیدم خیلی کوتاه مطلبی را بنگارم. (البته همین جملات را به عنوان نظرم در پست هایی که در این زمینه بوده گذاشته ام )

 

حوزه خصوصی افراد مخصوصا دایره روابط شخصی شان موردی است کاملا فردی و منحصربفرد که افراد قادر و مختارند هر کاری را به هر نوعی انجام دهند. لذا ورود به این حوزه چه آگاهانه چه غیرآگاهانه کاملا مطرود و محکوم است. افراد قادرند در این حیطه دست به هر کاری زده و خود نیز باید پاسخگوی آن باشند. اما ورود در این حیطه در حقیقت نوعی مرزشکنی و زیرپا گذاشتن بزرگترین مولفه انسان یعنی آبرو است. متاسفانه چند صباحی است که تجسس و تجاوز در محدوده خصوصی افراد و پخش انواع و اقسام چیزها امری طبیعی در این جامعه شده! و البته بیش از این هم نباید انتظار داشت.
با این سطح تفکر پایین اجتماعی و علاقمندی بیش از حد افراد برای تجاوز و تجسس در حریم خصوصی، انجام این مساله از سوی طبقات بالاتر اجتماع و نهادهای
 فلان و بهمان نباید امری غیرمنتظره باشد تا زندگی و روابط شخصی ما از طرق مختلف مانند شنود و غیره مورد هجوم قرار گیرد. در حقیقت باید در قبال اینگونه مسایل کاملا با چشم و گوش بسته وارد شده و اجازه هیچگونه بحثی را بخود ندهیم!
اینکه در زندگی فردی هر کسی کاری چه صواب و چه ناصواب صورت میگیرد کاملا شخصی است و دلیلی هم برای تکذیب یا تقبیح یا پذیرش از سوی آن فرد نمی بینم!

بهتر است در خصوص اینگونه مسایل که در حوزه اخلاقیات است کمی واقع بینانه تر وارد و عمل نماییم.

 

 

  نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم آبان 1385ساعت 6:22 AM  توسط امید توسلی   | 

یک سند تاریخی در قدمت ...سالاری بجای شایسته سالاری !!

 

اسکندر بسیار دوست داشت که او را دانش دوست و اهل علم بدانند. به همین جهت گروهی از دانشمندان را به همراه سپاه خود کرده بود و بدنبال خود از جایی به جای دیگر می کشید. گفته اند که ارسطو نیز یکی از آنها بود و  اسکندر در اغلب کارها با او مشورت می کرد.

پس از فتح ایران از او پرسید: " ایران را چگونه اداره کنم و با ایرانیان چگونه رفتار نمایم؟ "

ارسطو پاسخ داد: " اولا در هر یک از شهرهای ایران فرمانداری بگمار تا مدام با یکدیگر مشغول جنگ باشند و تو آسوده! ثانیا کارهای مهم را به افراد کوچک و کارهای کوچک را به افراد بزرگ بسپار. بهمین ترتیب فرد کوچک کار بزرگ را نمی تواند انجام دهد و افراد بزرگ کارهای کوچک را توهین به خود محسوب می کنند و از انجام آن خودداری خواهند کرد.

در نتیجه همه کارها معطل می شود و نابسامانی حاکم."

 

پاورقی۱- از دوستان عزیزم بعلت تاخیر در بروز کردن وبلاگ  و  ارائه نظراتم در وبلاگشان صمیمانه عذرخواهی می کنم. در این روزها بشدت دچار بیماری شده ام و حوصله ام اصلا به نوشتن نمی رود. امیدوارم هر چه سریعتر بهبود یافته و بتوانم مطالب جدید بنویسم.

 

پاورقی۲- دوستان  مصاحبه هفته قبل محمد رضا خاتمی در مورد مسایل روز و صحبتهای سعید لیلاز در خصوص رکوردشکنی واردات توسط دولت مهرورز !! که همه کارش نه از روی کارشناسی بلکه مدیریت هیاتی است، را حتما  بخوانید.

  نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 11:14 AM  توسط امید توسلی   | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM